دنیای سینما
۱۵ بهمن

دنیای سینما

اولین فیلم های نمایشی به طوری عرضه می شدند که گویا از میان پیش صحنه ی یک تاتر دیده می شدند .
دوربین را ثابت می کاشتند و در قابی لانگ شات تمام اتفاقات صحنه در کادر دوربین رخ می داد . نقطه دید تماشاگر نقطه دید تماشاگر تاتر بود که در صندلی وسط در ردیف جلو نشسته است . گریفیث کارگردان آمریکایی از اولین نفراتی بود که تماشاگران خود را به روی صحنه برد ، در کارهایی نظیر به عشق طلا ، ویلای دورافتاده ، تلگراف چی لندن و بهترین فیلمش که فیلمی بسیار نژاد پرستانه بود ( تولد یک ملت ) . او با دوربینش به تماشاگر خود می گفت این جا را ببین – حالا این جا – حالا آن طرف طر – گریفیث کسی بود که نه تنها تماشاگران را به صحنه برد ، بلکه جایشان را روی صندلی های مختلف عوض می کرد تا روبروی یکی از شخصیت های فیلم قرار گیرند . سپس لحظه ای بعد تماشاگر را به پشت تاتر می کشید تا یک شخصیت را در ارتباط با شخصیت های دیگر ببیند .

دنیای سینما
دنیای سینما

دلیل اصلی به صحنه کشاند تماشاگر آن بود که داستان را جذاب تر و نمایشی کند . اما این امکان هم هست که وقتی کارگردان تماشاگر را به درون ماجرای فیلم یا نمایش می کشاند و توجه اش را به این سو و آن سو معطوف می کند . باعث گیجی و آشفتگی دهن او شود و جغرافیای محل یا تمامیت بدن شخصیت فیلم تکه تکه گردد . تماشاگر نفهمد این دست چه کسی است ؟
شخصیت الف در چه ارتباط مکانی با شخصیت ب قرار دارد ؟
معمولا کاگردان خواهان ایجاد اغتشاش نیست . به عکس ، خوهان آن است که تماشاگر در دنیای فیلم اش احساس راحتی کند و موقعیت های مکانی و زمانی را حفظ کند تا داستان بدون مانع پیش برود . معمولا کاگردان دلش می خواهد تماشاگر بداند ، این دست علی است و حسن سمت راست علی نشسته حتی اگر مدتی حسن را ندیده باشیم .
هر چند در بعضی مواقع نیاز است تا عمدا اغتشاش و سردر گرمی ایجاد کنیم تا تعلیق و غافلگیری خلق کنیم.

دیدگاه خود را بنویسید