سینمای قرقیزستان
۲۶ بهمن

سینمای قرقیزستان

آشنایی با سینمای قرقیزستان

استودیوی قرقیز فیلم در سال 1942 در پایتخت قرقیزستان ، فرونره  ( اکنون بیشکک ) ، به راه افتاد اما تا چند سال پس از جنگ جهانی دوم این استودیو رشدی نکرد ، تا آن که لاریسا شپیتکو برای فیلمبرداری فیلم گرما به قرقیزستان آمد . این فیلم بر اساس داستانی از رمان نویس مشهور قرقیز ، چنگیز آیتماتف ( متولد 128 ) ساخته شده است که خود در آن زمان مدیر هنری این استودیو بود و بعدها دبیر اول اتحادیه ی فیلمسازهای قرقیز شد و بیش از بیست سال در این سمت ماند . شپیتکو دو نفر از اعضای استودیوی قرقیز فیلم را به کار گرفت ( به عنوان مهندس صدا و بازیگر نقش اول ) که بعدها در صدر کارگردان های سینمای قرقیزستان قرار گرفتند : تلو موش اکیف ( متولد 1935 ) و بولوتبک شمسیف ( متولد 1941 ) .
اکیف در 1958 از انستیتوی سینمای لنینگراد فارغ التحصیل شد اما آموزش فیلمنامه نویسی و کارگردانی را در گوس کینو ادامه داد . نخستین فیلم او ، این ها اسب اند ( 1965 ) مستند کوتاهی درباره ی زنجیره ی حیاتی اسب ها بود . ( قرقیزها اسب داران کوچ نشین بودند و تا سال 1922 الفبا نداشتند ، اکیف خود در استپ ها در چادر به دنیا آمده بود . فیلم های اولیه ی دیگرش نیمه مستند بودند ، مانند فیلم سینمایی پرستش آتش ( 1972 ) که در آن زندگی نخستین زن کمونیست این جمهوری ، خانم اورکویی سالیوا ، را بازسازی کرده است .
سینمای قرقیزستان
سینمای قرقیزستان

سالیوا در جریان اشتراکی شدن مزارع در سال 1930 به دست مسلمانان کشته شد . نخستین فیلم سینمایی دراماتیک او ، آسمان کودکی ما ( 1967 ) ، یکی از آثار دوران ساز قرقیزستان شد . اکیف در یان فیلم تاثیرات گذر از فرهنگ چادرنشینی در دهه ی 1920 را دراماتیزه کرده است . او پس از کارگردانی فیلم عمیقا روانکاوانه ی آسمان کودکی ما ( 1967 ) فیلمی به میراث ( 1970 ) در ساخت دیالوگی است میان مردی کهنسال بر لب گور با همسرش . فیلم های دیگر او ، وحشی ( 1974 ) ، حکایتی است اسطوره یی در باب دوستی یک پسر با یک گرگ ، و فیلم سیب سرخ (1975) بر اساس رمان معاصری از آیتماتف . اما شاهکار اکیف ، نسل یوزپلنگ های برفی ( 1985 ) از حماسه ای شفاهی درباره ی قهرمان فرهنگی قرقیز ، کوشوشاش ، اقتباس شده است و مبارزات کوشوشاش در راه نجات ملت خود از دست دشمنان طبیعی و انسانی تا پای مرگ را روایت می کند . اکیف این فیلم را با شکوه و جلال افسانه یی ، متناسب با ساختار منظوم دوران قصه به تصویر در آورده است . او در سال های اخیرتر با مشارکت قرقیزستان و سوریه فیلمی به نام سراب های عشق  ( 1987 ) ، تصویری از رنسانس شرق در خیوه و بخارا در دوران تیموریان ، و همچنین  فیلم چنگیز خان ( محصول مشترک قرقیزستان / ایتالیا / چین ، 1993 ) را کارگردانی کرده است .

سینمای قرقیزستان
سینمای قرقیزستان
بولوتبک ( بولوت ) شمسیف فارغ التحصیل وجیک است و فیلم پایان نامه اش ، مستند کوتاهی به نام ماناسچی ( همچنین به نام شاعران ماناس ، 1965 ) ، در 1966 جایزه ی اول جشنواره ی ابرهاوزن را ربودد . دومین فیلم کوتاهش ، گله دار ( 1966 ) ، نیز چندین جایزه ی جهانی نصیب او کرد ، اما با نخستین فیلم سینمایی خود ، شکیک تفنگ در گذرگاه کوهستانی ( همچنین به نام شلیکی در گذرگاه کاراش ، 1967 ) ، که در آن بازآفرینی تاریخ و صحنه های هیجان انگیز پرجمعیت را با استادی کارگردانی کرده بود شهرت شافت . این فیلم به زندگی یک دزد اسب در دوران پیش از انقلاب می پردازد . فیلم بعدی ، نفرین ( همچنین به نام های شقایق های سرخ ایسیک – کول ، 1971 ) ، که فیلمی حادثه ای است ماجرای تجارت هرویین در دهه ی 1920 را تصویر می کند . بسیاری از فیلم های بعدی شمسیف – کشتی سفید ( 1975 ) ، در میان مردم ( 1978 ) ، لک لک های سحر خیز ( 1979 ) ، همکاری خود او اقتباس شده اند . شمسیف همچنین فیلم دوران گلاسنوست ، قرقیزستان در سلطه ی کمونیسم ، که در پس زمینه ی بزرگداشت روز اول ماه مه در دوران برنژف اتفاق می افتاد و از نمایشنامه ی جنجالی آیتماتف گرفته شده است . این نمایشنامه نخستین بار در 1973 به صحنه رفته بود .
سینمای قرقیزستان
سینمای قرقیزستان
استودیوی قرقیز فیلم با آن که کوچکترین استودیوی آسیای مرکزی است به داشتن تعدادی کارگردان دیگر مباهات می کند ، از جمله ، ملیس اوبیکیف ( متولد 1935 ) که در فیلم کوهستان های سفید ( 1964 ) قرقیزستان دوران جنگ داخلی را بازسازی کرده و دیگری ب . کاراگولف ، با فیلم فریاد پرنده ی در گذرگاه ( 1991 ) که روایتی است از یک فراری ارتش سرخ به فیلم آیماتف این استودیو تا سال 1990 تنا یک دوربین ساخت اروپا و فقط یک استودیو با قابلیت ضبط صدا در اختیار داشت . جالب است بدانیم صنعت فیلم این کشور کوچک ( جمعیت 6/4 ) میلیون نفر که در سال 1992 رسما قرقیزستان نام گرفت .
این کشور از چنان مناظر باشکوه و استعدادهای سینمایی برخوردار است که توانسته از عهده ی تدارک محصولات مشترکی مانند چنگیز خان ، با پنجاه و شش هفته فیلمبرداری و دوازده هزار سیاهی لشگر و سه هزار اسب ، برآید .

دیدگاه خود را بنویسید