چگونه از ایده داستانی به فیلمنامه پرداخت شده برسیم

چگونه از ایده داستانی به فیلمنامه پرداخت شده برسیم ؟

چگونه از ایده داستانی به فیلمنامه پرداخت شده برسیم ؟

پس یک ایده برای داستان دارید. تا حدی مطمئنید که پیش از این ساخته نشده و شما را به هیجان می آورد. خبر خوش این است که اگر یک کانسپت جذاب دارید نیمی از راه را رفته اید.

خبر بد اینکه رسیدن از آن کانسپت به یک فیلمنامۀ پرداخت شده آسان نخواهد بود. اگر میخواهید استفادۀ پربارتری را از زمانتان ببرید مهم است که فرآیندی را پیدا کنید که برایتان کارآمد باشد .

آیا “راه بهتری” برای انجام این کار وجود دارد؟ راه و روش های زیادی برای فیلمنامه نویسان وجود دارد. از تازه کارهایی که اولین فیلمنامه شان را مینویسند گرفته تا حرفهای های کارآزموده ای که این کار را برای سی سال و با موفقیت انجام داده اند و راستش را بخواهید هیچکس تماماً به یک شکل کار نمیکند.

به نظر میرسد سؤال متداول این است

که چه وقت شروع به نوشتن فیلمنامه کنم؟ فکر میکنم پاسخ این باشد، هر زمان که احساس میکنید باید این کار را بکنید.

بسیاری نویسنده ای تازه کارو تعدادی از حرفه ای ها به محض اینکه نطفۀ ایدهای را داشته باشند به سرعت به سراغ فیلمنامه میروند و راهشان را به داستان باز میکنند. آنها با نوشتن فیلمنامه است که شروع به کشف دنیای داستان، درونمایه، پیرنگ، داستان و شخصیت ها میکنند. این روش به شما آزادیِ خلاقانهای میدهد تا دنیای داستانتان را کندوکاو کنید و هر آنچه را که حس میکنید باید پس از آن بیاید بنویسید. این یک راه غریزی برای انجام کار است اما در عین حال میتواند بسیار زمانبر باشد. احتمالش هست که مقدار بسیار کمی از نسخۀ اول باقی بماند و بازنویسی دوبارۀ ۹۰ صفحه فیلمنامه برای “پیدا کردن” داستانتان نسبت به فکر کردن در مورد آن، طرح ریزی کردن و در نهایت به سراغ فیلمنامه رفتن، زمان بسیار طولانی تری میبرد .

 

چگونه از ایده داستانی به فیلمنامه پرداخت شده برسیم
چگونه از ایده داستانی به فیلمنامه پرداخت شده برسیم

در سرِ دیگر طیف، بسیاری از نویسنده ها تا زمانی که دربارۀ تمام جزئیات با دقّت نیندیشیده باشند به سراغ فیلمنامه نمیروند. آنها زمان میگذارند تا دربارۀ اینکه با فیلمنامه چه چیزی را میخواهند بگویند و اینکه پیرنگ و شخصیتها چگونه با هم آن درونمایه را پرداخت خواهند کرد، بیندیشند. بعد از آن، همانطور که داستان شکل میگیرد، شروع میکنند به طرح ریزی و آفرینش یک بیت شیت مفصل که مشخص میکند داستان چطور به عنوان زنجیرهای از سکانسها پیش میرود. سپس از روی بیت شیت داستان را صحنه به صحنه خلق میکنند.

اگر هنوز با نرم افزارهای فیلمنامه نویسی (فاینال درفت ، مووی مجیک و غیره) کار نمیکنند، این همان زمانی است که به این برنامه ها روی می آورند. در این مرحله فیلمنامه لیستی از عنوانهای صحنه همراه با متنی است که موضوع صحنه را توضیح میدهد به همراه هر بریده گفتوگویی که احتمالاً تا آن زمان به ذهن نویسنده رسیده است. در نهایت، وقتی تمام صحنه ها طراحی شد، جاهای خالی را پر میکنند و هر صحنه را طبق طرح مینویسند.

ممکن است به نظر برسد که این راه بیش از اندازه ساختاربندی شده است و خلاقیّتی ندارد، امّا وقتی که میدانید موضوع صحنه دقیقاً چیست و چگونه در بافتِ بزرگتر جای میگیرد، میتوانید با نوشتن صحنه ها و گفت و گو بسیار سرگرم شوید .

راه دیگر این است که میتوانید از نیمه های این فرآیند نگارش به فیلمنامه بپردازید. بعضی نویسنده ها یادداشتهای زیادی را در مورد داستان، دنیای آن، شخصیتها و حتی لحظاتی که تاکنون مجسم کرده اند، جمع آوری میکنند. بعد بی مقدمه با ایده هایی در مورد اینکه داستان چگونه بسط خواهد یافت شروع میکنند ولی بدون اینکه به تمامی بیت های داستان فکر شده باشد. این به عنوان یک روش بینابینی به کار می آید، و همراه با مجال اکتشاف در طول مسیر، به شما نقشهای سردستی میدهد در هر نقطۀ این فرآیند که میخواهید به سراغ فیلمنامه بروید، روند کار همچنان یکسان است؛ حرکت از آن مجموعۀ افکار، ایده ها، شخصیت ها، رخدادها و لحظات و به کارگیری آنها در فیلمنامه های عاری از زوائد که در آن تمام صحنه ها و سطرها برای ابزار دقیق آنچه که مدنظر شماست تصحیح شده. برخی بازنویسی را همانطور که پیش میروند انجام میدهند در حالی که عدهای دیگر این کار را مانع بروز خلاقیتشان و کند شدن سرعت حرکتشان میبینند. اگر نگران هستید که بازنویسی حین نوشتن باعث گیر کردن شما میشود، سعی کنید به جای وارد تغییرات مفصل شوید، سریع آن نکات را یادداشت کنید.

نوشته هیلی مکنزی

دیدگاه خود را بنویسید