اهمیت مسئله یابی در تئاتر ایران

کارشناسان از جمله مهمترین معضلات عرصه تئاتر کشور را نبود فضای منصفانه و کم توجهی به فعالیت های پژوهشی و تحقیقی در این عرصه می دانند.
به اعتقاد کارشناسان پرداختن به ” نقد ” و” پژوهش” دو محور اساسی و مهم درعرصه فعالیت های تئاتری کشور است
 که برای پیشرفت دراین حوزه همواره باید به عنوان محوری ترین فعالیت ها درنظر قرار گیرند.
به اعتقاد آنها ضعف پژوهش در این حوزه به اندازه ای است که ظرف یکصد سال گذشته کمترتحقیق علمی و قابل اعتنا و معتبری در عرصه داخلی نگاشته شده است
که درآن، به معرفی تکنیک های خاص تئاتر ایرانی، آسیب شناسی مسائل این حوزه، شناخت نقاط ضعف و قوت و بطور کلی،
مسائل حوزه نمایشی کشور را در قالب تحقیقی مورد ارزیابی قرار داده باشند.
به اعتقاد کارشناسان آنچه که ظرف یکصد سال گذشته تیزر تبلیغاتی های ایران را دچار بحران کرده است
 نگاه وارداتی به هنر نمایش و کم توجهی نویسندگان و پژوهشگران به ریشه های فرهنگی و آیینی هنر تئاتر در فرهنگ هزاران ساله ایران زمین است.
این مشکل از آنجا ناشی شده است که به دلیل عدم آگاهی از مشخصه های نمایشی، تکنیکی و محتوایی تئاتر نوع ایرانی همواره آثار را با معیارهای اروپایی سنجیده اند
 و در این رهگذر چه استعداد هایی که به دلیل ناآگاهی به بیراهه رفته اند و چه خلاقیت های تئاتری که به خاموشی گراییده اند.
آنچه که ظرف یکصد سال گذشته جامعه نقد نویس تئاتر را به سرمنزل مقصود نرسانده است
عدم آگاهی از ظرفیت های پژوهشی، تحقیقی و نمایشی ، تکنیکی و محتوایی تئاتر نوع ایرانی است.
نبود معیار مناسب و متناسب با تکنیک و محتوای آثار ایرانی و بی توجهی به معیار های ارزیابی تئاتر نوع ایرانی از دیگر معضلات حوزه نقد تئاتری درکشور است .
به طوری که درعرصه نمایشنامه نویسی، نویسندگان هم بیشتر به تقلید از تئاتر نوع اروپایی چشم و گوش بسته اقدام به کپی برداری آثار اروپایی کرده اند.
که شاید گفت این بزرگترین چالش در حوزه تئاتر می باشد و نبود نمایشنامه خوب و درخور توجهی در این عرصه به ندرت یافت میشود که محصول یک نمایشنامه نویس ایرانی باشد.
اما هنر تئاتردر یکصد سال گذشته به دلیل تلقی وارداتی وغیر خودی درطول عمرخود در فضای فرهنگی ایران هرگز نتوانسته است آنگونه که شایسته است
 رشد نماید و به عنوان هنری محوری پذیرفته شود و بیشتر وجه تزیینی و سرگرمی داشته است(مانند تئاترهای آزاد و تجاری)
تا رویکرد های اصلاحی، روشنگری و فلسفی، فرهنگی، اجتماعی و هنری و این تظلمی تاریخی است که اهل تئاتر برخود پذیرفته اند
که در سایه سار آن تئاتر کشور را به هنری خاص و ویژه طبقه مرفه تعریف کرده اند.
این ظلمی آشکار به هنر انسان محور و تئاتر است که به دلیل کم توجهی به حوزه های پژوهشی و انتقادی،
تئاترما را به “شیر بی یال و دم و اشکمی” تبدیل کرده که نه ایرانی است و نه اروپایی .
در این رهگذر و با گذشت سال ها این هنر وارداتی، لوکس و تزیینی در منظر عوام چندان جایگاهی برای خود باز نکرده است
 و در طول عمر صد ساله خود همواره هنر خواص محسوب شده است و این اشتباهی تاریخی در حق هنر نمایش ایران زمین است .
دراین بین نمایشنامه نویسان و کارگردانان تئاترهم کمتر به دنبال خلق اثری با رنگ وبوی ایرانی و برخاسته از فرهنگ وهنر خود بوده اند،
هر چند گهگاه جرقه هایی زده شده است اما به دلیل عدم استمرار و پشتیبانی، هرگز ماندگار نشده است و خیلی زود به خاموشی گراییده اند.
به جرات می توان گفت تا کنون به تعداد انگشتان دست هم پژوهش های علمی که به آسیب شناسی ساختاری تئاتر ملی پرداخته باشد نگاشته نشده است
و نمایشنامه های خوش ساخت و قابل رجوع با موضوعات فرهنگ ایرانی و ملی بسیار اندک اند.
مسائلی همچون دلایل رکود مقطعی تئاتر در ایران، تئاتر و ارتباط آن با هویت ایرانی، تئاتر بومی و جایگاه آیین های نمایشی در این عرصه ،
 ضعف درحوزه نگارشی نمایشنامه ، تئاتر اجتماعی و مسائل این عرصه، مسائل و مشکلات مدیریتی ،
 تئاتر دولتی و تئاتر خصوصی، تکنیک های خاص تئاتر ایرانی ، تئاتر ملی و راه های رسیدن به هنری
 با رنگ و بوی ایرانی و تئاتر شهرستان و ریشه های آن درخرده فرهنگ های هر منطقه
و چگونگی اداره تئاتر کشور و اقتصاد تئاتر از جمله مسائلی است که هرگز بطور جدی از سوی هیچ پژوهشگری به آن پرداخته نشده است.

ارتباط از طریق واتس اپ
ارسال