دیدگاه در کارگردانی

دیدگاه در کارگردانی

دیدگاه در کارگردانی

دیدگاه کارگردانی به مجموعه اصول، روش‌ها و استراتژی‌هایی اشاره دارد که کارگردان در فرآیند ساخت یک اثر هنری یا تولیدی، نقش بسزایی دارد. این دیدگاه‌ها به کارگردان کمک می‌کنند تا ایده‌ها و محتوا را به شکلی منطبق با هدف و تأثیر مورد نظر، به تصویر بکشد. در زیر به برخی اصول و مفاهیم اساسی دیدگاه کارگردانی اشاره می‌کنیم:

1. انتخاب محتوا: کارگردان باید محتوای مناسب و جذابی را برای اثر خود انتخاب کند. این شامل انتخاب موضوع، داستان، شخصیت‌ها و پیام‌های قابل انتقال توسط اثر می‌شود.

2. تعیین سبک و فرم: کارگردان باید سبک و فرم مناسب برای اثر خود تعیین کند. این شامل تصمیم‌گیری درباره استفاده از فنون و تکنیک‌های مختلف نظیر نورپردازی، زوایای دوربین، صدا، موسیقی و… می‌شود.

3. رعایت هماهنگی: کارگردان باید هماهنگی مناسب بین عناصر مختلف اثر را تضمین کند. این شامل هماهنگی بین بازیگران، دستیاران فنی، تولیدکننده‌ها و سایر اعضای تیم تولید می‌شود.

4. رهبری و هدایت: کارگردان به عنوان رهبر اصلی تیم تولید، باید تصمیمات حساس و مهم را بگیرد و تمام اعضای تیم را به سوی هدف نهایی اثر هدایت کند.

5. خلاقیت و نوآوری: کارگردان باید خلاقیت و نوآوری را در فرآیند ساخت اثر به کار ببرد. این شامل استفاده از روش‌ها و فنون جدید، طرح‌های نوین و ایده‌های خلاقانه می‌شود.

6. تعامل با مخاطبان: کارگردان باید بازخوردهای مخاطبان را در نظر بگیرد و به آنها پاسخ دهد. این تعامل می‌تواند به بهبود اثر و جذب بیشتر مخاطبان کمک کند.

7. پایبندی به استانداردها: کارگردان باید به استانداردهای حرفه‌ای و هنری پایبند باشد و در عین حال قادر باشد خود را در فضای خلاقانه و نوآورانه بروز دهد.

با رعایت این دیدگاه‌ها، کارگردان می‌تواند یک اثر هنری یا تولیدی با کیفیت و تأثیرگذار را خلق کند.

سلسله مباحث کارگردانی از دیدگاه ریاضی، اصول نگاه چشم انسان و دوربین، تکنیکها برای استفاده بهتر از سینمای دو بعدی

اندازه اشیا در طبیعت متناسب با مجذور فاصله ای که از ما دارند ، کوچک می شوند. 

بدین سان تا آنجا که به چشم ما مربوط می شود مردی در شش متری ما چهار برابر کوچکتر از مردی است 

که سه متر با ما فاصله دارد در حالی که در دوازده متری ما شانزده برابر کوچکتر به نظر خواهد رسید.

 اما آنچنان که در روانشناسی نشان داده شده است ما پیامی را که از راه عصب بینایی خویش دریافت می داریم ،

 به طور غریزی تصحیح می کنیم. در نتیجه به طور روانی از اختلافات موجود در تناسب و اندازه ای که بر شبکه چشممان ثبت شده است کاسته می شود. 

چنانچه ما واکنش فوری چشممان را بپذیریم. بعد طبیعی در عمل بسیار اغراق آمیزتر خواهد شد ، 

اما ذهن ما اشیا را در تناسب معکوس نسبت به فاصله می بیند.

 به طور مثال مردی را در فاصله دوازده متری یک چهارم مردی در فاصله سه متری می بینیم. 

هم چنین او را در شش متری به اندازه نصف اندازه مردی می بینیم که در سه متری ما است.

این تصحیح ذهنی و فکری نتیجه تجربه طولانی ما است از اندازه نسبی اشیای خارجی ما.

عادت کرده ایم که هر چه را می بینیم از طریق یک سیستم به اندازه منطقی و معقول در آوریم. 

بنابراین آنچه ذهن ما می بیند با آنچه که چشم ما می بیند تفاوت دارد. این اصل را دانشمندان تاثیر ثابت می نامند 

و همان پدیده ای است که به تماشاگر قدرت می بخشد تا خود را با اندازه پرده از مکانهای متفاوت سالن سینما تطبیق دهد.

عدسی دوربین بعد را در همان اندازه ای ثبت میکند که چشم ماست. 

بنابراین قانون مجذور فاصله بر پرده نیز حکم می کند. 

بطور مثال مردی در حال اشاره به دوربینی از او عکس گرفته شده دستی غول آسا دارد که از سرش نیز بزرگتر است.

حال هنگامی که در سینما هستیم و بر پرده آن می نگریم آنچه را یاد کردیم بدان سان می بینیم. 

چون نمی توانیم آنچنان که در دنیای واقعی قادریم این تغییر شکل را تصحیح کنیم ، 

به همین جهت فقدان بعد در سینما تصویری دو بعدی از اجسام سه بعدی ایجاد می کند. 

انتخاب زاویه درست ، اندازه کادر مناسب و نور پردازی دقیق ابزاری هستند

 که به کمک آنها می توان دنیای دو بعدی سینما را به دنیای سه بعدی واقعی نزدیکتر ساخت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارتباط از طریق واتس اپ
ارسال